سيد حسن آصف آگاه

282

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

به ظهور نپيوست ولى اين مدت بنابر رأى زرتشتيان به انقضا نرسيده چه اقوال و آراء آنان در مدت سلطنت اشكانيان كاملا باهم مختلف است و بنابر عقيدهء ايشان بايد زمانى را كه جاماسب گفته پانصد سال پس از زوال سلطنت از ايرانيان و كشته شدن يزدگرد پسر شهريار باشد . 43 اگر اين وقت كه ذكر شد همان باشد كه جاماسب و زرتشت قصد كرده بودند البته در تعيين اين وقت مصاب بوده‌اند زيرا اين قضيه در آخر سال هزار و دويست و چهل و دو اسكندرى بوده و هزار و پانصد سال در اين وقت از تاريخ زرتشت مىگذشت ولى در اين خطا كردند كه تصور كرده بودند سلطنت باز به مجوس برگردد و چنان‌كه ابو عبد اللّه عدى كه بسيار تعصب مجوسيت دارد و زمان زيادى خروج قائم را منتظر بود كتابى در ادوار و قرانات تصنيف كرده و در آخر دفتر چنين گفته كه هيجدهمين قران از مولد محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم با الف عاشر موافق است كه به مشترى وقوس تعلق دارد و از اين‌رو حكم نمود كه انسانى خروج خواهد كرد كه دولت مجوسيت را بازگشت دهد و به همهء روى زمين مستولى و چيره خواهد شد و ملك عرب و ديگر امم را از ميان خواهد برد و مردم را به يك دين و يك مسلك جمع‌آورى خواهد نمود و شر را از روى زمين برخواهد داشت و به اندازه هفت قران و نيم سلطنت خواهد كرد ، و تصريح نمود كه از اعراب پس از آن‌كه در قران هفدهم شاهى جلوس مىكند كسى ديگر نخواهد سلطنت كرد و در وقتى كه او تعيين نموده جز زمان مكتفى و مقتدر را اقتضا نمىكند و به وعده خود پس از اين دو تن نمىتوانست وفا كند و گفته‌اند كه دولت ساسانيه در قران‌هاى آتشى بوده و دولت ديلم براى على بن بويه كه ملقب عماد الدوله است در قران‌هاى نارى اتفاق افتاد و اين وقتى است كه اميدوار بودند سلطنت به پارسيان برگردد اگرچه دين و سيرت ايشان چون پارسيان قديم نباشد . نمىدانم چرا دولت ديلم را برگزيدند با آن‌كه دلالت انتقال ممر به مثلثه آتشى بر دولت بنى عباس كه دولت خراسانى و شرقى است ظاهرتر است و به علاوه چه بنى عباس و چه آل بويه از تجديد دولت ايرانيان و از اعادهء دين ايشان خيلى دور بودند » . 44 باتوجه به تمامى مطالب ذكر شده مىتوان فهرست‌وار به نتايج ذيل رسيد : 1 . بهمن يشت كه يكى از متون مهم ادبيات پيش‌گويانهء زرتشتى است ، به دليل تحريفات و دست‌كارىهاى مكرر و اعمال نظر كاتبان و روحانيان به هيچ‌وجه قابل اعتماد و استناد نيست . 2 . مطالب اصلى بهمن يشت مطمئنا از منابع خيلى قديمىترى بوده كه حداقل مربوط به زمان اولين پادشاهان ساسانى است كه بىهيچ ترديدى با متن كنونى تفاوت داشته و مختصرتر بوده است . 3 . در متن اصلى تنها يك نوع سال كيهانى وجود داشته است ولى شارحين و محرران پيوسته و با وقوع پيش‌آمدهاى گوناگون در آن تغييراتى ايجاد كرده و مدام آن را به تعويق انداخته‌اند . 4 . از سوشيانس به معنى رايج امروزى در ميان زرتشتيان ، در متن اصلى بهمن يشت هيچ اثر و